.کبود

مسئول کتابخانه دانشگاه، زنی بود میانسال و چاق که گاهی خیلی خوش‌اخلاق بود. اول‌ها، نمی‌دانستیم دقیقا به او چه بگوییم، «مدیر»؟ «کتابدار»؟ هیچ نمی‌دانستیم. اسمش بین ما، مسئول کتابخانه بود، نه مدیریت می‌کرد و نه کتابداری، به ترتیب و طبقه‌بندی کتاب‌ها وارد نبود و از کامپیوترهای تقریبا همیشه خراب هم سر در نمی‌آورد. اسمش بین […]

این روزها، عکسی از جواد ظریف و همسرش، روی فرش قرمز جشنواره جهانی فیلم فجر، دارد دست به دست در فضای مجازی می‌چرخد و واکنش‌های مختلفی دریافت می‌کند.  از تحسین و تعریف و مژدگانی ِ راه جدیدی در دیده شدن بیشتر زنان در فضای مردسالارانه سیاست، تا خشم و غیرت و عصبانیت گروهی که از […]

عصر ِ بهاری.

  +روژان سری- فروردین نود و شش   چرا در بلندترین خیابان شهر، درخت چنار کاشته‌اند و نه درخت گیلاس؟ موهای کلئوپاترا در فیلم سینمایی، مصنوعی بودند یا واقعی؟ بگو ببینم، باز هم برایم از مزرعه‌های شهرتان، پرتقال خواهی آورد؟ چرا ناخن‌های من از پایین رشد می‌کنند و نه از بالا؟ چرا لاک‌های قرمزم پاک […]

فیروزه‌ای قشنگ ِ من یا “تغییر کاربری شربت بهاری”.

روی نان قندی نیمه خشک، کره مالیدم و با لیوان چایم برگشتم پشت میز. روی کیبرد قوز کردم که یادم افتاد شانزده آذر چند سال پیش خواب ماندم. نمی‌دانم چرا بعد از دو سال و نیم، آن هم درست وسط بهار، ناگهان باید به یاد بیاورم که شانزده آذر نود و دو، خواب ماندیم  و […]

نیمه شب فروردین.

از مرز خوابم می‌گذشتم، سایه تاریک یک نیلوفر روی همه این ویرانه فرو افتاده بود. کدامین باد بی‌پروا دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد؟ #سهراب_سپهرى