درستش این است که در تردیدهای روزانه، در دست دراز کردن برای برداشتن بالاترین طاقه پارچه در پارچه‌فروشی‌، در دست کشیدن روی گیپور سفید، در بستن محکم در ماشین، در پس صحبت با بیماران شکستگی لگن، در ضربه زدن با انگشت اشاره به سرُم نمک، در شک میان تایپ کردن دو جمله، در خاموش کردن آخرین چراغ در آخرین ساعت شب، موسیقی پخش شود. ندایی شبیه موسیقی متن یک فیلم، شناور زیر کنش‌ها و تصمیم‌های واجب.

اما نمی‌شود، زندگی موسیقی ندارد و به جایش صدای مغازه‌دار است که می‌گوید زودتر انتخاب کن و صدای بوق اتوبوس است و صدای پزشک شیفت شب است که سوال پشت سوال می‌پرسد.

موسیقی متن فیلم کنعان- کریستف‌ رضاعی+

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s