Screenshot_2017-04-29-15-26-11.jpg

این روزها، عکسی از جواد ظریف و همسرش، روی فرش قرمز جشنواره جهانی فیلم فجر، دارد دست به دست در فضای مجازی می‌چرخد و واکنش‌های مختلفی دریافت می‌کند.  از تحسین و تعریف و مژدگانی ِ راه جدیدی در دیده شدن بیشتر زنان در فضای مردسالارانه سیاست، تا خشم و غیرت و عصبانیت گروهی که از حضور همسر وزیر خارجه ایران، کنارش روی فرش قرمز عصبانی هستند و پیدا شدن ِ چهره این زن را، بی‌حیایی و نمایش می‌دانند.

و من به مردان سیاستمداری فکر می‌کنم که همسرانشان را کسی نمی‌شناسد، مردانی که نه تنها همسرانشان جایی پیدا نیستند، که حتی کسی چهره‌شان را ندیده است. این “نیمی از جمعیت”، این “پرورش دهندگان نسل ِ آینده” که شناخته شده نیستند. قسمتِ وحشتناک ماجرا این است که نه تنها همسران آن دسته‌ از سیاستمداران و حاکمان جامعه ما، که از تمام رسانه‌هایی که بی حرف پیش در اختیار دارند، برای حذف زنان از چهره سیاسی و حکومتی و کم کم از چهره‌ی اجتماعی و خیابان‌های(!) شهرها دارند، با تمام تلاش استفاده می‌کنند و کسی هم از آن‌ها انتظار احترام به زن و عهده‌بخشی اجتماعی بیشتری از “ریحانه خدا بودن” ندارد، در جامعه پیدا نیستند و انگار در تمام سال‌های عهده‌داری این شوهران، همسرانشان پنهان بوده‌اند، بلکه برای نمونه، همسر وزیر خارجه مثلا دوست‌داشتنی، پیشرو و معتدل جدیدمان هم خیلی کم دیده شده است. طوری که دیدنِ این زن، با لباسِ مد روز و لبخند، روی فرش قرمز، آن هم کنار شوهرش، خوشحال کننده و تعجب‌آور است. من به رئیس جمهورِ معتدل و میانه‌رویی فکر می‌کنم که خیلی‌ها، اسم همسرش را نمی‌دانند. چهره‌اش را نمی‌شناسند و این زن،معمولا جایی هم دیده نمی‌شود.

من به امانوئل مکرونِ جوان و خوش لباس فکر می‌کنم که این روزها نامزد انتخابات ریاست جمهوری فرانسه شده است، جوان‌پسند و خوش‌زبان است و همسرش هم سال‌ها از خودش بزرگ‌تر است. این زن با بیست و چهار سال تفاوت سنی، تقریبا همه‌ی روزهای تبلیغات را کنار شوهرش گذرانده است و کمپین مکرون را تبلیغ کرده است. به دونالد ترامپ که چه دوستش داشته باشیم چه نداشته باشیم، همسر جوان و زیبایش تا امروز، به یک عالمه مدرسه دخترانه سر زده، یک عالمه به اشتغال زنان کمک کرده. به میشل اوباما فکر می‌کنم که همسرِ رئیس جمهور قدرتمندترین کشور دنیا بود و خیلی جاها، اسمش از اسم شوهرش شناخته‌شده‌تر و نیکوتر بود. فکر می‌کنم که آخ! چه دانشگاه‌هایی که این زنان نخواهند ساخت، چه پرورشگاه‌هایی که افتتاح نخواهند کرد، مراکز هنری، گالری و موزه و سینماهایی که افتتاح نخواهند کرد، چه دختربچه‌هایی که تحت تاثیر این زن‌ها و صورت و کلام دلنشین و مردم پسندشان، به سیاستمدار شدن، به قدرتمند شدن و به درس خواندن و استقلال، تشویق نخواهند شد! فکرش را بکنید! سر ِ آخر هم به اولین مناظره انتخاباتی، در سال دو هزار و هفده فکر می‌کنم که با محوریت موضوعات “اجتماعی”، میانِ مدیریت گازانبری و نمایندگیِ اصلاحات و پول‌های ناحق این ستاد و آن نماینده قوه قضاییه، موضوع زنان، در آن مطرح نشد!

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s