چرا به فمنیسم نیاز داریم؟

 

wp-image-1301340783jpg.jpg

چرا به فمنیسم نیاز داریم؟

خب این سوال ممکن است خیلی‌ها را عصبانی کند، یا خوشحال و کنجکاو کند اما سندیت ِ این سوال ساده، درست به اندازه‌ی سندیت “چرا به قانون نیاز داریم” است. تازه اگر بیشتر نباشد!

چند روز پیش در گروه دوستانم صحبت این بود که چرا این‌همه از دخترها سوال می‌شود که “تو همجنس‌گرایی؟”، هیچ کدام دلیل موجهی نداشتیم که از روی قیافه کسی، گرایش جنسی‌اش را مشخص و حتی تعیین کنیم! یکی از دوست‌هام گفت ” شاید به خاطر رفتارهاست، یا موها” . این قضاوت، قضاوتی خام‌دستانه و حقیر است اما هست، خیلی هم هست. فمنیسم‌ها حتما همجنس‌گرا هستند؟ فمنیست‌ها حتما موهایشان کوتاه است؟ یا شاید هم برعکس، همه مو کوتاه‌ها فمنیست هستند؟ شاید بهتر است بخوانیم و بدانیم!تتتتت

چرا به فمنیسم نیاز داریم؟ چون دانشِ بسیاری از ما درمورد فمنیسم درست به اندازه‌ی دانشمان در مورد صدف‌های نارسیده بالتیک است و شاید حتی از آن هم کم‌تر باشد، چرا کم‌تر؟ چون خیلی از ما فمنیسم را مکتبی ترسناک و نکوهیده و فمنیست را زنی دوست نداشتنی، زشت و عصبانی می‌دانیم( خیلی از ما حتی تفاوت این دو واژه را نمی‌دانیم! کافی است نگاهی به شبکه‌های اجتماعی و بحث‌های رایج در آن بیندازیم، “یسم”‌ها و “یست”ها صبح تا شب به جای هم و به اشتباه استفاده می‌شوند، آن هم توسط آدم‌های مثلا و معروف و صفحات پرطرفدار، که شاید خودشان هم نمی‌دانند دارند چه می‌گویند و چه می‌کنند).

به فمنیسم نیاز داریم چون پیش‌داوری‌های غیر منصفانه‌ای درمورد جنبش برابری زنان وجود دارند، چون بیشتر ما تصور می‌کنیم زنی که دنبال حقوق برابر و بیزار از ظلم جنسیتی است، حتما زنی خشن است و “دلش دعوا می‌خواهد”(بله، همین عبارت را در دانشگاه یعنی محیط عالی آموزشی از دانشجوی کارشناسی ارشد شنیدم، که فمنیست‌ها “دلشان دعوا می‌خواهد”)، و لزوما هم زشت و نامرتب و بی‌ادب است و حتی همجنس‌گراست! از مرد‌ها هم بدش می‌آید.

موضوع این است که خیلی از ما نمی‌دانیم(شاید می‌دانیم و حوصله فکر کردن به آن را نداریم، چون بالاخره آدم خودش را به نفهمیدن بزند راحت‌تر است، نه؟) که فمنیسم قائل به برابری زن و مرد است، نه به برتری زن! کسی قرار نیست مردان را از بازار کار بیرون بکشد و به جایشان زن بنشاند آن‌جا، کسی قرار نیست سلاح دست بگیرد و همه‌ی مردها را به زور سوار کشتی کند و کشتی را میان اقیانوس غرق کند، بسیاری از ما از فمنیسم وحشت داریم چون نمی‌دانیم جنبش آزادی‌خواهی زنان دقیقا چیست.

هشتم مارس امسال را شاید بهتر است به یاد گرفتن بگذرانیم، کتاب بخوانیم، مستند ببینیم و تحقیق کنیم، باید  یاد بگیریم و به بچه‌هایمان هم یاد بدهیم که زنمان، دوست‌دخترمان، عشقمان را فقط به خاطر این که از حقوق زنان دفاع می‌کند تنها نگذارید و مسخره‌اش نکنیم، برچسب مردستیزی به او نزنیم و رهایش نکنیم، فمنیسم بر پایه مردستیزی بنا نشده است. فقط بر حسب اتفاق، در جایی زندگی می‌کنیم که منابع، رسانه‌ها و قدرت سیاسی و اجرایی دستِ مردهاست و همه‌ی مرد‌ها هم لزوما قائل به برابری نیستند! پس به شدت نیاز داریم که برابری را حتی در زندگی روزمره‌مان، در مدرسه و دانشگاه و محیط کار درست کنیم. زنی که حقوقش را می‌داند و برای گرفتنشان تلاش می‌کند، هیچوقت حقوق مرد‌ها را زیر پا نخواهد گذاشت، زنی که از توانایی‌هایش خبر دارد موجود ترسناکی نیست، این که از توانایی های خودش خبر دارد و دوستشان دارد، یعنی توانایی‌های انسان را دوست دارد.

به فمنیسم نیاز داریم چون خشونت کلامی علیه زنان، پیش‌داوری‌ها و توهین‌ها فقط خلاصه به مردانِ قدرتمند و ظالم نمی‌شود، حتی متاسفانه محدود به مردان هم نمی‌شود! تا حالا چند زن را دیده‌ایم که وقتی با یک همجنس ِ عصبانی و بی‌ادب برخورد می‌کنند، اولین قضاوتشان این است که “نکنه فمنیسته؟”

طرفدار حقوق برابر بودن به معنی ِ خشم و کینه از جنس مخالف نبوده و نیست، به معنای ظاهر ِ زشت و بددهنی و دشنام دادن هم نیست! شما با کوتاه کردن موها و دعوا با هر مردی که سر راهتان سبز می‌شود فمنیست نمی‌شوید! طرفداری از حقوق برابر یعنی باید بپرسیم، حتی از کسانی که دوستشان داریم، از پدرمان بپرسیم چرا دختربچه‌های فامیل باید بعدازظهر‌ها در آشپزخانه به مامان‌هایشان کمک می‌کردند اما پسرها می‌توانند بروند استخر و توپ بازی؟ از مدیر مدرسه بپرسیم چرا اردوی دختر‌ها والیبال ندارد و اردوی پسر‌ها دارد؟ از رئیس سازمان سنجش بپرسیم چرا در کلاس صد نفره، فقط یازده دختر می‌توانند مهندس معدن شوند؟ چرا من باید دستگیر شوم و با ماشین سیاه بزرگی به کلانتری بروم و مثل یک مجرم تعهد قانونی بدهم که گیس‌هام دیگر از زیر روسری پیدا نباشند، اما برادرم دستگیر نمی‌شود؟ و هزاران هزار سوال دیگر که گاهی وقت‌ها نمی‌پرسیم، نمی‌خوانیم و درموردشان صحبت نمی‌کنیم. هشتم مارس هم سالی یک بار می‌آید و سالی یک بار همه به زنان فکر می‌کنند، به ظرفیت نابرابر دانشگاه‌ها، به خشونت در محیط کار، به مردسالاری و زن‌ستیزی. اما هشتم ِ مارس امسال را شاید بهتر است به فکر کردن درمورد پیش‌داوری‌ها بگذرانیم، فکر کنیم که چرا فمنیسم به نظر خشن می‌آید؟ چرا بعضی آدم‌ها از فمنیسم می‌ترسند؟ چرا فمنیست را برچسب می‌دانند و تا می‌رسند به اولین زنِ آگاه و مستقلی که سر راهشان قرار می‌گیرد، می‌چسبانندش و تُندی توی ذهنشان او را تبدیل به موجودی می‌کنند که نه می‌شود با او دوست شد، نه ازدواج کرد و نه هیچ‌ عمل ِ انسانی دیگری. بیایید بپرسیم و آگاهی بدهیم.

 

 

 

 

Advertisements

One thought on “چرا به فمنیسم نیاز داریم؟

  1. چقدر خوب نوشته بودی. البته این رو هم قبول دارم خیلی ها هم کینه از جنس مخالف رو زیر لقای فمینیسم میارند که البته این هم ناشی از همون عدمِ شناخته فکر می کنم.

    خانه ی جدید هم مبارک! فقط حیف فیلتره

    Liked by 1 person

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s